مرفه با درد


علي حبه جُنه . قسيم النار و الجَنه . وصي المصطفي حقا . امير الانس و الجِنه

هيچگاه گمان نمي کردم زمان تحويل سال کنار ضريح اميرالمونين ع باشم . تحويل سال ساعت 9 بود و ما از ساعت 4 به حرم رفته بوديم تا هم قبل از ازدحام جمعيتي که بعلت سال نو  لحظه به لحظه بر آن افزوده مي شد بتوانيم يک دل سير آقا را زيارت کنيم و هم آنکه زمان تحويل سال در نزديکي هاي حضرت جاخوش کنيم .يکي امين الله مي خواند ، يکي جامعه کبيره ، ديگري عاشورا ،قرآن ، اشک ، دعا ، نگاه و نگاه ... و سال نو شد . زمزمه هاي يا علي و ياعلي بلند شد و همه يکصدا دم ياعلي گرفتند . نگاهم به ضريح دوخته شده بود . همه را به ياد آوردم و به نيابتشان گفتم : السلام عليک يا اميرالمونين ...


من زار الحسين کمن زار الله في عرشه 
کربلا آخر دنياست . چگونه آنرا برايت توصيف کنم ؟ بگذار تا همين ابتدا به عجز خود در ابراز احساساتم اعتراف کنم . يک عمر يا حسين گفتم و نفهميدم که او همه کاره دنياست. يک عمر سينه زن حسين بودم و نفهميدم که او براستي خون خداست. تا به زيارتش نروي نمي فهمي . تا صورتت را بر آستانش نگذاري نمي فهمي . تا بوسه بر ضريح علي اکبرش نزني ، تا شش گوشه اش را در آغوش نگيري ، تا زير قبت الحسين منتقم خونش را از عمق جان فرياد نزني نمي فهمي.
زاير حسين که ديگر مداح نمي خواهد . خودش روضه خوان خودش مي شود . فقط کافيست گوشه اي بايستي و رو به ضريحش بگويي السلام عليک يا اباعبدالله . حال به آخر دنيا رسيده اي . تو در عرشي و خدا را زيارت کرده اي. ديگر چه مي خواهي ؟

اين مسجد بوي اعتکاف مي داد
خدا را شکر که برخلاف سفر قبل از فيض زيارت کامل مسجد کوفه و سهله محروم نمانديم . اگر از بنده بپرسند که آنها را توصيف کن مي گويم مسجد کوفه مسجد حکومتي خداست و مسجد سهله مسجد عشق بازي با خدا . در روايت آمده است که اصلا خداوند دوست دارد از مسجد سهله خوانده شود و دوست دارد بنده اش از آنجا با او مناجات کند .حتما به همين دليل هم هست که تمامي انبيا و اوليا در اين مسجد با خدا مناجات کرده اند و براي بسياري از آنها در جاي جاي آن مقام وجود دارد . حتما به همين دليل هم هست که امام عصر عج هميشه در اين مسجد با خدا مناجات مي کنند . حتما به همين دليل هم بود که وقتي پايان اعمال مسجد سهله با اذان مغرب مقارن شد ، اکثر زوار شيرين ترين نماز وداعيه عمرشان را خواندند . شيرين تر از نماز وداعيه دهها اعتکاف ! 

خر دجال و استثمار فرهنگي 
پشت سر زايرها راه مي افتاد و مدام مي گفت : حاجي، انا مسکين . انا مسکين . قيافه رقت انگيزي داشت . مثل بيشتر بچه هاي کوچه هاي عراق . به من که نزديک شد گفتم : رووووح ، فلوس لا موجود ! بدم که بري باهاش ديش ماهواره بخري ؟ 

بعد از نماز ظهر در صحن حضرت امير ع با يک جوان عراقي از شهر حله خوش و بشي کردم و از اوضاع عراق پرسيدم . او هم از ايران مي پرسيد. در انتها به يک ديش مخابراتي که روي ديوار صحن نصب شده بود اشاره کردم و پرسيدم شما به اين چه مي گوييد؟ گفت ستلايت . گفتم اخوي همين ستلايت شما را بي غيرت کرده . وگرنه بيرون انداختن آمريکايي ها مثل آب خوردن است . من براي نجات شما از دست آمريکايي ها دعا نمي کنم . براي نجاتتان از دست اين خر دجال دعا مي کنم . فقط سرش را با تاسف تکان داد .

فتوبلاگ کربلا
عکسهاي زيادي در طول سفر کربلا گرفتم که 40 تاي آنرا با موضوعات مختلف در فتوبلاگم قرار دادم . برخي از عکسها بيانگر اتفاقات تاسف باري است که حتي در رسانه هاي ايران منعکس نشده است . مانند درگيري برخي نيروهاي نظامي دولتي و غيردولتي در اطراف بين الحرمين و سواستفاده بعثي ها يا به تعبير ديگري وهابيون از اين اتفاق که منجر به خرابي و به آتش کشيده شدن ديوارهاي حرم امام حسين ع و انفجار يکي از گلدسته ها شده است .يا دو عکس جالب ديگر صحنه اي از چند جوان ايراني است که ساعت 12 نيمه شب واکسي صلواتي در وسط بين الحرمين راه انداخته بودند و کفشهاي زايرين را واکس مي زدند . چند عکس هم از ديش هاي ماهواره اي خانه هاي عراق گرفته ام که بخوبي در آنها نشان داده شده که چگونه ماهواره حتي در بين خانه هاي بسيار محقر مردم فقير عراق اپيدمي شده است . ابتدا فکر مي کردم بعلت عدم آنتن دهي مناسب يا وجود صدا و سيماي قوي در عراق مردم به ماهواره رو آورده اند ولي وقتي در شهر مي ديديم که بعضي از خانه ها فقط آنتن تلويزيون داشتند نظرم عوض شد که اين نکته در يکي از عکس ها نيز بخوبي نشان داده شده .براي ديدن فتوبلاگ اينجا کليک کنيد.

سوغاتي کربلا !!!
عکسي زيبايي از گنبد و گلدسته هاي حرم حضرت ابالفضل ع که از پشت بام نزديک ترين ساختمان به حرم گرفته شده است . اندازه آنرا خيلي کوچک نکرده ام تا هم بعنوان يک پوستر بزرگ قابليت چاپ داشته باشد و هم بتوان از آن بعنوان پس زمينه ويندوز استفاده کرد .فکر کنم تاحالا چنين عکسي در اينترنت وجود نداشته . براي دريافت عکس اينجا کليک کنيد.

مزاح دوستان
در پيام هاي يادداشت قبلي وبلاگ برخي دوستان کنايه زده اند که اغنيا سوي کربلا روند و ما امام رضا مي رويم و يا خوش بحال مرفه ها ... البته در اينکه مزاح فرموده اند شکي نيست . ولي خرج دويست هزار تومان سفر کربلا براي شيعه اي که امام صادق ع فرموده اند يکبار زيارت کربلا بر هر شيعه اي که شرايطش را دارد واجب است گمان نمي کنم خيلي سخت باشد . آنقدر هزينه ها و بريز و بپاش هاي غيرضروري و غير واجب در زندگي هاي من و شماست که براحتي مي توان با مقداري صرفه جويي هزينه سفر کربلايي که يکبارش واجب است را جور کنيم .يکي از دعاهاي ثابتم در حرم حسيني اين بود که همه عاشقان کربلا کربلايي شوند .انشالله . 


نوشته شده در  دوشنبه 12/1/1387ساعت  11:46 عصر  توسط مرفه با درد (حنيف) 
  نظرات ديگران()

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[27/5/1387- 5:27 ع] ديگر برايت نامه نمي نويسم
[30/4/1387- 12:34 ص] در حواشي اعتکاف 87
[7/4/1387- 5:8 ع] آقاي احمدي نژاد گراني گناه کمي نيست !
[20/3/1387- 12:27 ص] ورشکسته
[21/2/1387- 12:35 ص] جريان شناسي اين 25 روز
[15/2/1387- 12:52 ص] شاه کليد هاي بيانات آقا با دانشجويان
[25/1/1387- 5:58 ع] بمب گذاري در کانون رهپويان وصال شيراز
[12/1/1387- 11:46 ع] پايان سفر کربلا
[19/12/1386- 1:45 ص] روز شمار سفر کربلا
[8/12/1386- 11:16 ع] 5روزي که در اين مرحله مهلت داري
[21/11/1386- 12:51 ص] يک عامل ناشناخته در تسريع فرج
[3/11/1386- 3:20 ع] تو هم منتظر من باش
[8/10/1386- 3:55 ع] دلخوشي هاي من و تو
[3/9/1386- 12:35 ص] دريا
[4/3/1386- 12:12 ع] دست نوشته هاي جمعه
[همه عناوين(23)]