سوم تير سالگرد رويدادي ست که در تاريخ معاصر به سونامي احمدي نژاد معروف گشت.
سه سال از رياست جمهوري کسي مي گذرد که مي گفتند از جنس مردم است . از دل مردم با مردم سخن مي گفت . در ميان تمامي تبليغات مدرن رقبايش گفتمان پنجاه و هفتي داشت و انقلابي . با شعارهاي دلچسبي چون «ما مي توانيم »و فرياد «عدالت خواهي» و مبارزه با «فقر فساد و تبعيض» و «کابينه ي هفتاد ميليوني » توانست خيلي زود در اعماق دل خيلي ها جا کند حتي مايوسين از حکومت اسلامي !
يادش بخير ... سه سال پيش آنزمان که خيلي ها بين قاليباف و لاريجاني و احمدي نژاد گير کرده بودند جزو اولين کساني بودم که دکتر احمدي نژاد را کانديداي بلاشک خود تشخيص دادم و براي تبليغاتش شب و روزمان را به هم دوختيم . يکبارش با چند نفر از دوستان طرحي طراحي کرديم با عنوان«چرا احمدي نژاد؟» تا در تمامي مساجد شيراز پخش شود . و همين « چرا احمدي نژاد؟ » الگويي شد براي ستاد مرکزي استان تا در آخرين برشور دور دوم انتخابات با تيراژ چند ده هزارتايي زيرچاپ رفت...
سه سال پيش از خود پرسيدم «چرا احمدي نژاد ؟ » و سال ديگر هم براي انتخاب دهم همين را خواهم پرسيد .آقاي احمدي نژاد چقدر توانستي وعده ي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را محقق سازي ؟ آيا براستي کابينه ي تو هفتاد ميليوني ست ؟!!! چرا سه سال گذشت و مردم هنوز مي گويند کجاست آن کسي که وعده داد بايد پول نفت را برسرسفره ها آورد ؟!! چقدر در انتخاب مديران استانها شايسته سالار بودي ؟ انتخاب ناشايسته ي برخي مديران دليل بر بي عرضگي ات است يا سياسي بازي ؟(گزينه ي سومي نمي تواند باشد )
اغلب کارشناسان اقتصادي کشور اعم از چپي و راستي معتقدند که تورم کم سابقه نتيجه ي سياست هاي انبساطي و غلط دولت است و از آن طرف هم دولت در ابتدا تورم را انکار مي کند و آنرا تبيلغات رسانه هاي مغرض مي داند . بعد از مدتي هم که علنا تورم واقعي و نه تبليغاتي را مي پذيرد ، تقصير آن را گردن مافياي اقتصادي و تورم جهاني مي اندازد و فقط اندکي خود را آن هم به صورت خيلي تلويحي مقصر معرفي مي کند و مي گويد سياست هاي گذشته ي ما خيلي بهينه نبود و همين باعث شد کار به اينجا برسد !
مشکلات اقتصادي مردم آنقدر گسترده و عميق شده است که مقام معظم رهبري هم در سفر خود به شيراز بارها مساله اقتصادي مردم را يکي از اولويت هاي مهم کاري نظام معرفي مي کنند و اين ميان همه ذهنها معطوف اقتصاد است . بجاي اينکه شعار مبارزه ي با فقر و فساد و تبعيض در اولويت باشد معيشت مردم جاي آنرا گرفته . قرار نبود اينگونه شود . قرار نبود باز هم دولت در اقتصاد خراب کند و همين باعث شود که در رسالت هاي مهمتري که بر عهده داشت جا بماند ! مشکل مردم فقط مشکل معيشت نبود وگرنه به آن آقاي پنجاه هزارتوماني راي مي دانند . اما چه شد که درد همه درد گراني شد ؟ اين گناه کمي نيست ...
اصلاحات اقتصادي دولت اعلام شد و رييس جمهور گفت برخي از طرح ها بايد سه الي پنج سال طول بکشد تا ثمر بدهد اما مردم به ثمره ي يک سال ديگرت راي مي دهند نه وعده ي پنج ساله .